«من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا»
هر کس روح بلندی داشته باشد دنیا را زیر پا خواهد گذاشت.
«من قنع بما قسم الله له فهو من اغنی الناس»
هر کس به آنچه خداوند برایش مقرر فرموده قانع باشد از بی نیاز ترین مردم است.
«لا یقل عمل مع تقوی و کیف یقل ما یتقبل»
هیچگاه عمل از انسان متقی کم نیست و چگونه کم باشد کاری که مورد قبول پروردگار واقع می شود.
«ان انجاکم من عذاب الله اشد کم خشیة لله»
کسانی از عذاب رهایی می یابند که خوف و خشیت بیشتری از خداوند تبارک و تعالی داشته باشند.
«الا و ان ابغض الناس الی الله من یقتدی بسنة امام و لا یقتدی باعماله»
مبغوضترین افراد نزد پروردگار کسی است که امام را مقتدای خود در سنتها قرار بدهد ولی از رفتار و اعمال امام پیروی نکند.
«ثلاث منجیات للمؤمن:کف لسانه عن الناس و اغتیابهم٬واشتغاله نفسه بما ینفعه لآ خرته و دنیا و طول البکاء علی خطیته»
سه چیز از عوامل نجات مؤمن است:حفظ زبان خصوصا از غیبت٬مشغول کردن خود به کاری که منفعت دنیا و آخرت داشته باشد و مداومت گریه و ناله در پیشگاه پروردگار به خاطر لغزشها و گناهانی که مرتبک شده است.
شهادت امام علیه السلام
شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه به سند معتبر از امام صادق(ع)روایت نمود که حضرت علی بن الحسین علیه السلام در هنگام شهادت پنچاه و هفت سال داشت و شهادت آن حضرت در سال نود و پنچ واقع شد و بعد از امام حسین(ع)سی و پنچ سال زندگانی کرد و ولید بن عبدالملک آن بزگوار را زهر داد.
عثمان بن خالد می گوید امام سجاد علیه السلام در همان مرضی که سبب شهادت حضرت شد فرزندان خود محمد٬حسن٬عبدالله٬عمر٬زید و حسین را جمع کرد و در همه محمد بن علی علیه السلام را وصی خود قرار داد و او را باقر نامید و کفالت و سر پرستی سایر فرزندان را به آن حضرت واگذار نمود.
واز جمله مواعظی که در وصیت خود به آن حضرت فرمود این بود:
«یا بنی ان العقل راد الروح و العلم راد العقل و اعلم ان الساعات یذهب عمرک وانک لا تنال الا بفراق اخری فایاک و الامل الطویل فکم من مؤمل املا لا یبلغه و جامع مال لا یاکله»
ای فرزندم بدان که عقل روشنگر روح و علم روشنگر عقل است...و بدان که با گذشت ساعتها عمرت از دست می رود و توجه داشته باش که تو به نعمتی نمی رسی مگر بعد از مفارت نعمت دیگر پس بپرهیز از آرزوی دراز زیرا که چه بسیار آرزومندان که به آرزوی خویش نرسیدند و چه بسیار از مال اندوزان که از مال خویش استفاده نکردند.
امام علیه السلام روبه فرزند خود کرد و فرمود:ای محمد امشب چه شبی است عرض کرد شب فلان فرمود:از ماه چقدر گذشته عرض کرد فلان مقدار فرمود:از ماه چه قدر مانده گفت فلان مقدار.
فرمود:این همان شب موعود است.آنگاه فرمود:برای من آب وضو حاضر کنید.امام وضو گرفت نماز خواند و تا آخرین لحظه می گفت:«اللهم ارحمنی فانک کریم اللهم ارحمنی فانک رحیم»